سلام
آن که می گوید دوستت می دارم
خنیاگر غمگینی است
که آوازش را ازدست داده است.
ای کاش عشق را
زبان سخن بود.
هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من.
ای کاش عشق را
زبان سخن بود.
آن که می گوید دوستت می دارم
دل اندوهگین شبی است
که مهتابش را می جوید.
ای کاش عشق را
زبان سخن بود.
هزار آفتاب خندان در خرام توست
هزار ستاره ی گریان
در تمنای من.
عشق را
ای کاش زبان سخن بود…
ا.بامداد
برای یک بانوی خوب به خاطر تمام خوبیهاش
خوندن امروز پست ساروی کیجا حس ناب بسیار جالبی رو در من برانگیخت. خود نوشته رو بخونید و فکر کنید چند وقته که دوست دارید و نگفتید و چند وقت است که خوبیهای طرف مقابل رو از یاد بردید و توقعها بجای(یا نابجای) خودتون رو تنها حق خودتون دونستید ! چند وقته فقط به خودتون و حق و حقوق خودتون چسبیدید !
پ.ن : باید همواره عاشقانه زیست و همواره دوستی را تازه کرد. دلم برای بانوی خوب تنگ شده !